حکایت عجیبیه ... وقتی می خوایی درس بخوانی شعر نفست را بند میاره . تمام جزوه هات می شه شعر . وقتی می خوایی توی خودت فرو بری ، انقدر فرو بری تا گم بشی ، شعر طنز میاد سراغت . و انقدر بهت می چسبه که نمی تونی از دستش رها بشی . می شینی یه گوشه و به یه جا خیره می شی تا فکر کنی . اما توی یه لحظه تمام مضمون های طنز میاد سراغت . با بی حوصلگی جفت و جورش می کنی تا چند نفر بخوانند و به ریش نداشته ات بخندند !
این ها را می زارم پای خستگی ام ... انقدر خسته ام که دنیا را طنز می بینم !
نمی دونم طنز تا کی می خواد ادامه داشته باشه ...
و این شعر طنز برای (( برق )) که با روزی دو ساعت رفتنش ،
من را وادار به نوشتن کرد :
نقیضه ای از غزل مهدی فرجی با این ابیات :
می توانی بروی قصه و رویا بشوی
راهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی
آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد
چوب ما را بخوری ورد زبان ها بشوی
دانه ی برفی آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی ...
&
می توانی بروی قسمت (( آنها )) بشوی
راهی دورترین کشور دنیا بشوی
می توانی بروی ترکیه ، لبنان و عراق
به امارات روی مال عرب ها بشوی
کـِـش ِ تنبانی و هی می روی و می آیی
بهتر از این چه بگویم که تو معنا بشوی ؟!
آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد
وسط ظهر روی ، عصر تو پیدا بشوی
مختصر برقی و آنقدر خفیفی که فقط
باید از داخل یک لامپ تماشا بشوی
آب و گاز و تلفن را تو ببین یاد بگیر
کاش می شد که تو هم مثل همان ها بشوی
ظهر ِ تـیـر و غم بی برقی و گرمای هوا
باید اینجا خنک از باد مقوا بشوی
انقریب است که از شدت گرما زدگی
خون به مغزت نرسد وارد اغما بشوی
وای اگر نیمه ی شب توی توالت باشی
وسطش برق رود ، بی کس و تنها بشوی
رویت قبض تو خیلی ها را مجنون کرد
وای از آن روز که در قصه تو لیلا بشوی
گره ی مشکل بی برقی ما حل نشده است
باز (( بابا برقی )) خواست معما بشوی
کاش می شد به (( ادیسون )) برسد این شعرم
تا بداند چه کسی هستی و رسوا بشوی
مهدی صادقی 5/5/87 قم
پی نوشت ها :
یک : این روز ها همه اش منتظر شنیدن یه خبر هستم . نمی دونم چه خبری ، از کی ، از کجا ، برای چی ؟؟ شاید به خاطر اینکه خیلی وقته خبر خوب نشنیدم . و می ترسم که این خبر ، خبر بدی باشه ...
دو :تشکر می کنم از مهدی یارجانلی عزیز که وقتی گفتم می خوام برای
برق شعری طنز بگم راهنماییم کرد .
سه :همچنین تشکر می کنم از میثم فروتن عزیز که پس از پایان شعر راهنماییم کرد ...
چهار : آلبوم (( رگبار )) سیاوش قمیشی را حتما تهیه کنید . به نظر من یک
شاهکار برای موسیقی ماست .
پنج : همچنان منتظر شنیدن یک خبر خوب هستم !
شش : تشکر می کنم از نظر صریح دوستی که به من گفت : اخیرا وسعت دیدت
از نوک دماغت هم کمتر شده !
هفت : منتظر شنیدن یک خبر خوب هستم ...
هشت : پیشنهاد می کنم مجموعه ی شعر جدید اکبر اکسیر با نام : (( پسته ی لال
سکوت دندان شکن است )) را تهیه کنید . کتاب فروشی خانه کتاب داره .
هشت : برقرار باشی و سبز ...







