تبليغاتX
شعرهایی برای ....

 

طنز ، همیشه یکی از دغدغه های من بود . از همان نه سالگی

 که تئاتر طنز اجرا می کردیم تا 15 سالگی که نمایشنامه ی طنز

می نوشتم و تا امروز که غزلی ( شاید ) طنز نوشته ام !

متاسفانه ( یا خوشبختانه ) این کار نقیضه ای است از غزلی

از خانم صالحه السادات مرتضی نیا از شاعران خوب و فهیم

شهر قم که در همین جا از ایشان شدیدا عذر می خواهم !

 

مطلع غزل زیبای خانم مرتضی نیا :

باید اقرار کنم نیست توانی دیگر

تا از این خوان نکشانیم به خوانی دیگر ...

 

باید اقرار کنم نیست قِـرانی دیگر

جـیب هایم شده خالی ز گرانی دیگر

صبح تا ظهر اراجیف به هم می بافم

می روم عصر سر غاز چرانی دیگر

پاچه خواری طلبکار دو ساعت کردم

تا گرفتم من از او باز امانی دیگر

مرغ باغ ملکوته مگر این مرغ گران ؟!

نیست در سفره ی ما سینه و رانی دیگر

چار سالش که به اتمام رسد می دانم

باز هم می آید چرب زبانی دیگر

شیخ اصلاح طلب ، وعده ی (( پنجاه هزار !! ))

این سری ... آخر سر ، خواب نمانی دیگر !

 { مثلث !! }

رستم آمد به اداره ، پی امضا اما

خسته شد در بدنش نیست توانی دیگر ...

گفت با گریه و زاری که چه مقدار دهم

(( تا از این خوان نکشانیم به خوانی دیگر )) !!

کاش ماشین زمان داشتم و می رفتم

من از این عصر حجر سوی زمانی دیگر

{ مثلث }

این جهان رد صلاحیتمان کرد و گذشت

تا ببینم چه شود توی جهانی دیگر

خبر آمد خبری آمده ، این است خبر :

(( انجمن )) رفت از آنجا به مکانی دیگر ! ( ۱ )

 

{ و بعد از دیدن مکان انجمن و جای کوچکش :}

 

کاش می شد که از این قوطی کبریت حقیر

انجمن زود رود جا و مکانی دیگر !

 

 

مهدی صادقی    20/4/87    قم

 

۱ : انجمن شعر و قصه ی قم به آدرس

زیر منتقل شد :

بلوار جمهوری  کوچه ۲۸  پلاک ۹۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 13:15  توسط مهدی صادقی  |